العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
46
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و سينه تيزى دارد تا نتواند به آسانى هوا را بشكافد مانند پوزه كشتى براى شكافتن آب دريا و در بالها و دمش پرهاى بلند و سفت است براى پريدن و همه پيكرش پر دارد تا هوا در آن درآيد و سبكش كند . و چون مقدرش شده دانه و گوشت خوراكش باشد و آنها را يكباره ببلعد دندان ندارد و نوك سخت و برنده دارد تا خوراك برگيرد و گلوگير نشود ، و چون بىدندانست و دانه درست بلعد و گوشت خام حرارت فزونى در درون دارد كه آنها را هضم مىكند و نياز به جويدن نداشته باشد . و از اينجا عبرت بگير كه هسته خرما و جز آن از درون آدمى درست برون آيند ولى در درون پرنده هضم شوند و اثرى از آنها ديده نشود ، و بچه از تخم آرد و نزايد تا بواسطه فرزند شكمى از پرش نماند ، و همه وضع آفرينش او مناسب وضع زندگى او است ، وانگه اين پرنده گردان در فضا يك هفته و دو هفته و بسا سه هفته روى تخم خود بخوابد تا جوجهاش درآيد وانگه باد در دهانش دمد تا چينه دانش براى خوراك وسعت يابد وانگه آن را بپرورد و خوراك دهد تا به خود زندگى كند . چه كسى او را واداشته دانه برچيند وانگه آن را از چينه دانش در آورد و بجوجه خود خوراند ، براى چه اين رنج را ميكشد و انديشهاى ندارد و در جوجهاش آن آرزو را كه آدمى در فرزند خود دارد ندارد كه عزت و كمك و ماندن نام باشد و اين يك علت خود ناآگاه دارد و آن بجا ماندن نژاد است كه خود لطفى است از خدا تعالى ذكره . مرغ خانگى را نگر كه چگونه براى جوجه آوردن در هيجان آيد با اينكه نه تخم فراهمى دارد و نه لانهاى آماده بدين نشان كه انگيخته شود و باد كند و قزقز كند و چيزى نخورد تا تخم برايش فراهم كنند و روى آن بخوابد و جوجه كند . و اين جز براى ماندن نژاد نباشد ، كيست كه بىانديشه در او ويرا بدان واداشته جز طبع آفرينش او . عبرت گير از آفرينش تخم كه زردى بسته دارد و سفيدى رقيق كه برخى